مشاور دیجیتال مارکتینگ

مرتضی شجاعی اصل

مشاور و مربی مارکتینگ و برندینگ

تخصص: تدوین استراتژی های مارکتینگ و برندینگ 

تحصیلات: فوق لیسانس کارآفرینی سازمانی از دانشگاه تهران  

اطلاعات شخصی

داستان من

خیلی سال پیش،‌ زمانی که هنوز به مدرسه نمی‌رفتم، با اشتیاقی شدید که نمی‌توانم توصیفش کنم، با کاغذهای رنگی که برگی ۵ قران خریده بودمشان، فرفره‌های کاغذی درست می‌کردم و به بچه‌های محله می‌‌فروختم. آن روزها مهم‌ترین سوال زندگیم این بود: چرا بعضی آدم‌ها فرفره‌های من را می‌خرند و بعضی نمی‌خرند؟ و این پرسش از آن زمان تا همین حالا، همچنان در ذهن من نفس می‌کشد.
در ۱۷ سال گذشته، تمام تلاشم این بوده که بتوانم هرچند کوچک، به صاحبان کسب‌وکارها در خلق ارزش و ثروت کمک کنم. موارد زیر، فهرستی خلاصه وار از مهمترین این تلاش‌هاست:

  • مشاور برندینگ و مارکتینگ بیش از ۳۰ کسب و کار کوچک و بزرگ
  • طراحی و اجرای بیش از ۱۰۰ کمپین تبلیغاتی در صنایع مختلف
  • مدرس دوره‌ کمپین نویسی از صفر تا صد
  • مدرس دوره دیجیتال مارکتینگ کاربردی
  • مدرس دوره استراتژی پورتفولیوی برند

بیشتر

تجربه های من

ازمهرماه ۹۸بهمرداد ۱۴۰۰

(۸ ماه)

ایران سرور (گرین وب)مشهد

مدیر مارکتینگ ایران سرور

به نظر من، طراحی و مدیریت کمپین‌های مارکتینگ در خدمات آنلاین B2B شاید دشوارترین چالش یک مارکتر در طول دوران کاریش باشد. فقط چند کانال محدود در اختیار شماست، رقابت بیداد میکند، مشتریان بیشتر با معیارهای منطقی تصمیم می‌گیرند و آنقدر گرفتار کسب و کار خودشان هستند که به این راحتی‌ها توجه‌شان جلب نمی‌شود.

ازمهر ماه ۹۷بهمهرماه ۹۸

(یک سال)

ایران سرور (هلدینگ گرین وب)مشهد

مدیر محصول سایت ساز و فروشگاه ساز ایران سرور

اینکه از اول پیدایش یک محصول، در کنارش باشی و بین رقیبان و حریفان تنومند برایش جا باز کنی و مدام   از برنامه نویس ها و یوآی کارها و سئوکارها و فروشنده ها – که هیچکدام طبق چارت سازمانی از تو دستور نمیگیرند- کار بگیری، تجربه پر زحمتی بود که دلم نمی خواهد دوباره تکرارش کنم. هرچند با رسیدن به ۱۰۰۰ مشتری در کمتر از ۱ سال خستگیش از تنم در رفت.

ازمهر ۹۶بهمهر ۹۷

(یک سال)

چاپیروس (هلدینگ گرین وب)مشهد

مدیر فروش و مارکتینگ

یادگیری، بهترین اسمی است که می توانم برای آن سال بگذارم. صنعت چاپ بحران زده، محصول درنیامده، سیستم هنوز به من اعتماد کافی ندارد، سگمنت بازار درست انتخاب نشده، قیمتگذاری پر از نقص بود و انتظار بالایی ها دور از واقعیت. در کل به سختی اش میارزید، مخصوصا به خاطر دوستی های خوبی که شکل گرفت.

ازبهمن ۹۵بهمهر ۹۶

(هشت ماه)

هلدینگ نوآوران فناوری سلامتتهران

مدیر فروش و مارکتینگ

بازار اشباع بود از محصولات فیک برند ما با نصف قیمت. ویزیتورها دست خالی برمی گشتند و مدیرفروش ها ماهیانه عوض می شدند. شرکت برای ورود به اینترنت تلاش هایی ناکام را تجربه کرده بود. با تصمیمات درست مدیرعامل مجموعه، در آن مدت کوتاه همکاریم، از نزدیک شاهد این بودم که شرایط بهتر شد و شاخص ها رشد کردند. بدون انتخابهای استراتژیک در سطح کسب و کار، تلاش های مارکتینگ هیچ ثمری نخواهد داشت؛ تجربه ام این بود.

ازآذر ۹۳بهبهمن ۹۵

دو سال و ۲ ماه

به نشرتهران

مدیر بازرگانی تهران

به عقیده من، تجربه کار در سازمانهای دولتی و شبه دولتی برای هر کارآفرین و مارکتری لازم است. دغدغه ها و اولویت ها اساسا متفاوت است با آن چیزی است که در بازار آزاد و شرکتهای خصوصی اتفاق می افتد. برای اولین بار در دوران فعالیت حرفه ایم، یک نمونه واقعی استراتژی خوب را از نزدیک دیدم و مفهوم آن در ذهنم جا افتاد و گفتم: آهان. در جای دیگری راجع به آن صحبت خواهم کرد.

ازفروردین ۹۳بهآذر ۹۳

هشت ماه

دانشگاه تربیت مدرستهران

کارشناس مرکز کارآفرینی دانشگاه

هر مجموعه دولتی ایرانی در حوزه کارآفرینی یک ایده «راه اندازی پلتفرم برای اتصال سرمایه گذاران به استارتاپ ها». ما هم البته از این قاعده مستثنی نبودیم. یک تیم روی سایت کار میکرد، یک تیم هم تلفنی و حضوری داشت شرکت ها و افراد مهم را پرزنت می کرد. دست آخر، مثل خیلی از پروژه های دولتی دیگر، مدیران بالا عوض شدند، بودجه قطع شد و پروژه به دیار باقی شتافت!

ازاسفند۹۰بهاسفند ۹۲

یک سال و شش ماه

فکرینومشهد

موسس و مدیرعامل

تازه سال اول رشته کارآفرینی را در دانشگاه تهران تمام کرده بودم. تحت تاثیر شور و هیجانی که در فضای دانشکده و بین دوستانم حاکم بود، خیلی زود دست به کار شدم و یک فرصت کسب و کار را روی هوا قاپیدم. خیلی زودتر از آنکه فکرش را میکردم کسب و کار به سودآوری رسید و توانستم در سال اول، شعبه چهارم فروشگاه را افتتاح کنم. اما تحریم ها و رکود پس از آن در سال ۹۱ و البته مقدار زیادی بی تجربگی خودم باعث شد که سال بعد تصمیم بگیرم همه چیز را به رقیبم بفروشم. پولم را گرفتم، لباسهایم را تکاندم و برگشتم سر زندگی قبلیم؛ پخته تر شدم.

ازتیرماه ۸۵بهشهریور ۹۰

چهار سال و دو ماه

کانون تبلیغاتی مجنتامشهد

موسس و مدیرعامل کانون تبلیغاتی مجنتا

هنوز پشت لبهایم سبز نشده بود، آنقدر در استفاده از فتوشاپ و کورل و فریهند از خودم مهارت نشان میدادم که دهان هر کارفرمایی آب می آفتاد. دبیرستان که بودم، با کار پاره وقت در یک شرکت تبلیغاتی پول تو جیبی ام در می آمد. همین شد که وقتی وارد دانشگاه شدم، تصمیم گرفتم با شراکت دوستم یک شرکت گرافیکی راه اندازی کنم. شراکتی که ۵ سال طول کشید اما یک عمر تجربه برایم به یادگار گذاشت.

رویدادها